رفته بودی دکتر ٬ تو دستت کلی آزمایش و عکس و ... بود
می گفتی این دکتر خیلی تو کارش ماهره
ما هم با التماس و نگرانی می پرسیدیم چی شد ؟؟ دکتر چی بهت گفت؟
گفتی بهم گفته نگران نباش مداوا میشی
خوشحال بودی
من از خوشحالی زدم زیر گریه ،با صدای بلند هق هق می کردم
همگی چه حال خوبی داشتیم تو خواب
==============
خدایا نمی شد تو واقعیت اتفاق میفتاد؟
منبع: http://memorial-m.blogfa.com/post-195.aspx
برچسب: خواب شیرین,خواب شیرینی,خواب شیرین شعر,خواب شیرینی دادن,خواب شیرین لیلا فروهر,خواب شیرینی خامه ای,خواب شیرین شهر دلها اینجاست,خواب شیرین سالار عقیلی,شیرین خواب مرکزی,تعبیر خواب شیرینی خامه ای,
نویسنده: آرتین حکیمی